پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - اخلاق در حجاب سياست! - صبوری ضیاء الدین
اخلاق در حجاب سياست!
صبوری ضیاء الدین
- شانزدهم آبان ماه ٨٨ است. در پى ارسال نمابرى به دفتر مدير شبكه ٤ سيما و گروه دانش اين شبكه، طى تماس تلفنى با دفاتر آقايان مىخواهم كه همايش اخلاق و روابط بينالملل را در دستور كار گروههاى گزارش و تصوير خود قرار داده و نسبت به انعكاس محتوا و مطالب آن مساعدت كنند.
- ١٧ آبان. خانمى كه به عنوان مسئول دفتر مدير شبكه ٤ از آن سوى سيم صحبت مىكند، اظهار مىدارد كه آقاىپورحسين هنوز نامه را نديدهاند. مى گويد فردا تماس بگيريد. مىگويم فردا همايش آغاز مىشود... قول مىدهد شخصاً پيگيرى كند. پيگيرى را به بعدازظهر موكول مىكنم.
- بعدازظهر همان روز. پس از تماسهاى پى در پى بالأخره آقايى پاسخ تلفنم را مىدهد كه: همكاران رفتهاند. فردا تماس بگيريد. تقريباً مىدانم كه فردايى در كار نيست. فردا همان امروز است كه ديروز منتظرش بودم.
- تماس با دفتر گروه دانش و مديريت آن (آقاى عمادى) هم پاسخ مثبتى به همراه ندارد: گروه فيلمبردارى همزمان با روز برگزارى همايش براى تهيه برنامه از پيش تعيين شدهاى به شهرستان مىروند. بنابراين حضور گروه در همايش اخلاق و روابط بينالملل ممكن نيست... بايد از شبكه ٤ قطع اميد كنم.
- ١٨ آبان است. ساعتى چند تا آغاز همايش نمانده. پيگيرىها براى ارتباط با شبكه خبر و واحد مركزى خبر نتيجه مىدهد. گروه يا كميته برنامهريزى براى اعزام گروه خبرى و تصويرى در واحد مركزى خبر تشكيل شده و آقاى فرزونده نتيجه منفى واحد را اعلام مىكند. آزرده مىشوم و توضيح مىدهم كه: در وانفساى بىاخلاقىها و در برهوت رنگ باختگىفضيلتها حالا كه جامعه علمى به هنجارمندى و اخلاقى شدن روابط بينالملل چشمك زده و براى تلائم اخلاق و سياست پيشقدم شده، شما اصحاب رسانه به سادگى از كنار اين مهم عبور نكنيد. متوجه حساسيت من كه مىشود، تأكيد مىكند كه وى در جلسه از اهميت موضوع حمايت كرده اما ساير اعضا تعريضهايى به آن داشتهاند. از جمله آنكه: مگر سياست يا قدرت با اخلاق مىتواند نسبت برقرار كند و...
در برابر اصرار من توضيحاتش را بهگونهاى ديگر ادامه مىدهد: سياست و رويكرد صدا و سيما جديداً نسبت به همايشها خيلى مثبت نيست و با توجه به مطرح شدن شعار اصلاح الگوى مصرف برگزارى همايشها را بيهوده مىداند. بر تعجبم مىافزايد. ظاهراً ديگر علاقهاى به ادامه بحث ندارم و فكر مىكنم ارتباط طرفين با اين ذهنيت كه از او شنيدهام، برقرار نخواهد شد و ناگزير از خداحافظى. البته قبل از خداحافظى او اضافه مىكند كه: با اين حال فردا گروهى از واحد مركزى در دانشگاه تهران حضور دارند اگر فرصت كنند سرى هم به همايش خواهند زد. بيشتر به تعارف شبيه بود.
تلفن را كه قطع مىكنم، تأسف عميقى وجودم را فرامىگيرد. به چه مىانديشم. در راهرو ساختمان جديد دانشكده حقوق و علوم سياسى به پيچوخم تاريك سياست مىانديشم كه فروغى از اخلاق ندارد. به رسانه مىانديشم كه چگونه شعار زده شده و هاضمه آن از تحليل درست و دقيق برخى مسائل از جمله فهم عميق و واقعى "اصلاح الگوى مصرف" بازمانده و با نگاهىسطحىبه ظاهر اين عزم و خواسته ملى، تعريف و تحليل خام خود را به موضوع مهمى چون اخلاق كه علت و سبب بعثت حضرت قائم(عج) است، تعميم و تسرّى داده است. ناخواسته به خاطر مىآورم ٢٠:٣٠ هر شب را كه غالباً حدود ١٠ دقيقه در خارج از گود براى نشان دادن بىاخلاقىها از بودجه ملى كشور هزينه مىشود تا موجى از مخاطبان علاقمند خود را راضى و حفظ كند، البته خواست و نياز مخاطب هميشه هم خوب و با اهميت نيست اما بعضاً از جمله در حاشيههاى حوادث و رويدادهاىورزشى تا اطلاع ثانوى مىتوان آن را با اهميت دانست و براى آن هزينه كرد و اين رويكرد از منظر رسانه ملىلابد هم معقول است و هم اخلاقى !
- همايش آغاز شده است. حاضران از شمار پژوهشگران، محققان، استادان و دانشجويان علاقمند هستند و از مسئولان خبرى نيست. ظريفى گفت: اگر سر و كله مسئولان پيدا مى شد، حتما" دوربين صدا و سيما هم اينجا مى بود زيرا مسئولان ولتىمعيار همه چيز هستند، حتى اخلاق و موضوعات اخلاقى به نظر و عنايت آنها بستگى دارد.
- نوزدهم آبان و دومين روز همايش. پيگيرىها همچنان نتيجهاى دربرندارد. روزنامه حيات نو را ورق مىزنم. تيتر "وظيفه نخبگان چيست؟" در كنار عكس نويسنده آن توجهم را جلب مىكند. كلمات و جملات اين نوشته را تعقيب مىكنم. شكوه و شكايت "عماد افروغ" از فضاى بىاخلاقى در جامعه و در بحبوحه سياستورزىهاى امروزين خواندنى است.... در اين آشفته بازار عدهاى كه زمينه را براى تاخت و تاز خود مستعد مىبينند با لطايفالحيلى سوار بر موج سياست مىشوند و به نحوى سوفسطايى مسلك به مسائل مىنگرند؛ ويژگى سوفسطائيان اين بوده است كه خود را متخصص همه چيز مىدانستد. ولى در هيچ چيز تخصص نداشتند. ميداندار شدن چنين افرادى موجب مىشود از عقلانيت لازم دور شويم و فرد نخبه از ورود به صحنه باز بماند، يا خود را محروم كند و يا امنيت خاطر نداشته باشد. متأسفانه امروز ما در چنين فضايى قرار گرفتهايم؛ فضايى كه با انواع و اقسام انگها و تهمتها عجين شده و برخى از همان ملاكها و معيارهايى كه اساس وحدتبخشى رجال سياسى، نظام و مردم ما بوده، امروز به ابزارهاى افترا و تهمتزنى تبديل شده است.
آنچه در حال حاضر به چشم مىآيد، شتابزدگى، رفتار احساسى و هيجانى، انگ و برچسب زدن و يك فضاى سرشار از تهمت است كه نه با رفتار عقلانى سازگار است و نه با سياستى كه در جمهورى اسلامى تعريف شده و قرار است در راستاىارزشها باشد.
واپسين فراز يادداشت دكتر افروغ نيز حكايت از واقعيت تلخى دارد كه: "امروز همه نظامها به اين معنا رسيدهاند كه با بىاخلاقىها در فضاى سياسى برخورد كنند ولى ما در برابر جو سنگين بىاخلاقى، بداخلاقى، تهمت، افترا، دروغ و حرفهاى بىسند سكوت مىكنيم..."
- آخرين دعوتم از رسانهها به عنوان دبير اجرايى همايش براى حضور در مراسم رونمايى از كتابى با عنوان "اخلاق سياسى" اثر نيما كيانى است كه مقدمه آن را دكتر محمدباقر فرشاد نوشته است. ظاهراً رسانه ملى به دليل آنكه اعلام نشده با حضور كداميك از مسئولان رونمايى خواهد شد، دليل يا رغبتى براى حضور و پوشش خبرى و تصويرى آن ندارد. راستش را بخواهيد با هماهنگى دكتر خواجه سروى قرار بود آقاى خرمشاد و دكتر حسينى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى متفقاً در مراسم حضور داشته باشند اما هر دو تا دقايقى به زمان رونمايى دقيقاً مشخص نبود كه آيا خواهند توانست در مراسم حضور يابند يا نه!!
آقاى وزير از ظهر تا ساعت ١٨ چندين بار قرار حضور خود را تأييد و مجدداً منتفى اعلام كرد و بالأخره زير باران پاييزىعصر سهشنبه در مقابل ساختمان دانشكده حقوق از اتومبيل خود پياده شد و دقايقى را در تالار شيخ انصارى ميهمان همايش شد. از ظاهر امر پيدا بود كه ايشان درباره كتاب، نويسنده، موضوع، مضامين و محتواى كتاب خالىالذهن است. ياد پاسخهاى ايشان به سؤالاتى درباره آخرين فيلمى كه ايشان ديده و موسيقىهاى مورد علاقه ايشان مىافتم و ديگر چندان تعجببرانگيز نيست كه در پايان مراسم رونمايى و اهداى جايزه به نويسنده كتاب، نسخهاى از كتاب را درخواست مىكنند تا با خود ببرند و لابد از محتواى آن باخبر شوند!!
با خروج وزير از تالار، جلسه به حالت تنفس درمىآيد. در همين حال دكتر فرشاد نويسنده مقدمه و ديباچه كتاب وارد سالن مىشود و با پايان مراسم مواجه مىشود. شايد به سختى ناخشنودى خود را از اين قضيه پنهان مىكند... اما دكتر دير آمدهاند و حالا كتاب "اخلاق سياسى" رونما شده است. دوگانهاى كه خود در مقدمه به چراهايى پيرامون آن اشاره كرده و سؤال بنيادينى را مطرح مىكند كه موانع اخلاقى شدن سياست كداماند؟ او در مقام پاسخ ، در جا زدن و خارج نشدن از تعريف ماكياوليستى از سياست را مهمترين و اصلىترين موانع برقرارى رابطه طبيعى بين اخلاق و سياست معرفى مىكند و با يادآورى تحول در ماهيت قدرت، دولت، حكومت و سياست مىنويسد: "در جهان امروز سياست كسب، حفظ و بسط قدرت از هر طريق و شيوهاى نيست. امروزه سياست يعنى كسب، حفظ و بسط قدرت از طريق قانون و در چارچوب اصول و قواعد دموكراسى، ذيل نظارت دائم، مستمر و همگانى مردم و نهادهاى سياسى و مدنى متنوع و فراوان موجود كه ضامن رعايت حقوق و منافع عمومى و ملى در اعمال قدرت توسط حاكمان هستند و همه اينها يعنى بازگشت اخلاق به سياست ولى از طريق قانون... اينجاست كه باز تعريف سياست و اخلاق و نيز تأمل در نسبت بين آنها ضرورت مىيابد. براى باز تعريف نسبت اخلاق و سياست بايد به باز تعريف سياست و قدرت مبتنى بر شرايط متحول شده امروزين و براساس تجربيات عصر مدرنيته و مطالبات دوران پست مدرن و خلاءهاى موجود مبادرت ورزيد. در پرتو چنين بازخوانى روشن مىشود كه چگونه با رفع مانع "تعريف نادرست موجود از سياست"، اخلاق و سياست بهطور طبيعى به هم نزديك شده و مكمل يكديگر مىشوند، چرا كه در حالت طبيعى زندگى اجتماعى انسان، سياست را گريزى از اخلاق نيست و اخلاق نيز جزئى جداناپذير از سياست محسوب مىشود."
مقدمه كتاب نگاه دو ساحتى به حضور اخلاق در رويكرد انقلاب اسلامى ايران دارد و ساحت داخلى را از ساحت روابط بينالملل تفكيك مىكند و دومى را كمتر و اساساً كند و نامحسوستر مىداند اگرچه اولى نيز علىرغم آنكه از رسالت فرهنگىو معنوى انقلاب و ارزشهاى نظام اسلامى متأثر شده، حداقل اين روزها چندان فروغ چشمگيرى ندارد!
به هرحال كتاب با موضوعى داغ و با ظهورى تازه كه چند روزى از تولد آن نمىگذرد، بسيار خواندنى است. عناوين جدىفصول ششگانه كتاب رغبت خواننده را دو چندان مى كند تا درباره يكايك آنها بخواند و بكاود:
١. اخلاق سياسى از منظر اسلام
٢. اخلاق سياسى از منظر اسلام معاصر
٣. اخلاق سياسى و سياستگذارى
٤. اخلاق سياسى و پيشرفت
٥. اخلاق سياسى و انديشههاى سياسى
٦. اخلاق سياسى و رويكرد جهان شمول.
روششناسى كتاب به طرز جالبى از تمامى رويكردها و روشهاى موجود تاريخى، روايى، كلامى و فلسفى، فقهى و حقوقى و نيز رويكرد مدرن بهره برده است.
كتاب صرف نظر از رويكرد تئوريك و طرح مباحث نظرى، در ساحت عملى سه مؤلفه كليدى ايستارها و هنجارها، قدرت سياسى و مديريت جامعه را در فصل سوم تبيين و رابطه بايدها و نبايدها و اجراى قانون عادلانه و تصميمگيرى در حوزه سياست را بازكاوى مىكند. سؤال محورى در اين فصل آن است كه حدود مداخله قدرت سياسى و مهمترين نهاد هدايت قدرت يعنىدولت در اخلاق تا كجاست؟ آيا دولت مستقلاً بايد مجموعه ارزشها و هنجارها را تعيين كند و منابع را براساس اين ارزشگذارى تخصيص دهد؟ يا اين كه اين امر برعهده حوزه عمومى است؟ آيا اين حوزه عمومى است كه مؤثرترين دستهبندىها و صورتبندىهاى موجود درباب ارزشها و تكاليف را از بطن جامعه استخراج مىكند و در اختيار دولت قرار مىدهد؟
اما موقعيت اخلاق سياسى در گفتمان جهانى شدن دغدغه مكرر كتاب است كه آيا پايههاى مشتركى براى اخلاق جهانشمول سياسى مىتوان يافت؟ در پاسخ به اين سؤال تأكيد محتوا و مضامين كتاب بر يافتن راهكارهايى براى تداوم گفتوگوى ميان حوزههاى فرهنگى - تمدنى در گفتمان مزبور است. نه به معناى نفى تفاوتها بلكه به معناى افزايش تعاملات به نفع اشتراكات و به اشتراك گذاشتن فهم خود از حقيقت با ديگران.
بالأخره اخلاق و سياست در سپهر دين، بازخوانى اخلاق سياسى از منظر امام على(ع)، سياست و اخلاق در انديشه امام خمينى(ره)، نسبت اخلاق و سياست در آينه چرخشهاى پارادايمى، اخلاق دشمنى، وحشت محصول قدرت پيشبينى ناچيز، شرايط اخلاقى رشد اقتصادى، انسان اخلاقى و جامعه غيراخلاقى، عصر مدرن و انحطاط اخلاق سياسى، كدام سياست؟ كدام اخلاق؟ درآمدى بر اخلاق در انديشه سياسى جديد، مرورى بر نظريههاى علم اخلاق، ياد دموكراسى در بادبان كشورهاى در حال توسعه و كتابشناسى اخلاق سياسى برخى از مهمترين عناوين و مطالب اين كتاب است كه خواننده آن مىتواند بهرههاىمتفاوت و متنوعى از آن برگيرد. و سرانجام اينكه: "اخلاق سياسى" در شمارگان ٢٠٠٠ نسخه از سوى دفتر برنامهريزى اجتماعى و مطالعات فرهنگى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى به بازار نشر آمده و انجمن ايرانى روابط بين الملل بانى رونمايى آن در همايش اخلاق و روابط بينالملل شده است كه بايد اين اتفاق را به فال نيك گرفت.